پس از حذف ارز ترجیحی و جهش قیمت نهادهها، دامداران هشدار میدهند در صورت تأمین نشدن سرمایه در گردش مجبور به کشتار دام مولد میشوند، تجربهای که در سال ۱۴۰۱ و بعد از حذف ارز ۴۲۰۰ اتفاق افتاد.
به گزارش آب و غذا به نقل از فارس ، بعد از حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت نهادههای دامی حالا بین تولیدکنندگان گوشت و مرغ یک گزاره مشترک پررنگ است و آن سرمایه در گردش است. مدیرعامل سازمان مرکزی تعاون روستایی صراحتاً گفته است که کمبود نهاده نداریم و مشکل اصلی، تامین سرمایه در گردش تولیدکنندگان است. کارشناسان و فعالان صنعت طیور هم توضیح میدهند که با جهش هزینههای خوراک و نهاده، پول در گردش واحدها چند برابر شده و اگر تامین نشود، تولید از نفس میافتد.
سرمایه در گردش؛ گره اصلی تولید
اخیرا احمد مقدسی، رئیس انجمن گاوداران نیز اظهار داشت: با بانکها که صحبت میکنیم میگویند ما سرمایه و منابع مالی نداریم که بخواهیم الان به شما تسهیلات بدهیم. یکی از مدیران بانک کشاورزی میگفت اگر بخواهیم تسهیلات بدهیم، این ایجاد خلق پول میکند و خلق پول تورمزاست.رئیس انجمن گاوداران میگوید که برای این فاصله سهماههای که الان به وجود آمده و در عمل با آن مواجه هستیم، باید تدبیری اندیشیده شود. یا تسهیلات را سریع در اختیار تولیدکننده قرار دهند، یا خود دولت برای سه ماه کالا را در اختیار تولیدکننده بگذارد تا بتواند تولید کند، محصولش را بفروشد، پولش را دریافت کند و بعد تسویه کند.مقدسی معتقد است اگر این اتفاق نیفتد، در عمل به پدیدهای میرسیم که میتوان آن را «مادرکشی» نامید. وقتی تولیدکننده چارهای جز فروش گاو ندارد، مجبور میشود آن را بفروشد تا بتواند بقیه دامها را تغذیه کند. از هر ۱۰۰ رأس ممکن است تعدادی را بفروشد تا هفته بعد بقیه بتوانند خوراک داشته باشند. این روند باعث میشود با کاهش تولید از جمله در تولید شیر و گوشت مواجه شویم.
تجربه تلخ ۱۴۰۱ و کشتار دام مولد
در همین زمینه میلاد سالمی کارشناس اقتصادی ، به تجربه سال ۱۴۰۱ اشاره کرد و گفت: در تابستان ۱۴۰۱، پس از حذف ارز ترجیحی در خرداد همان سال، قیمتها یکباره جهش کرد. در آن مقطع، قیمت گوشت در تابستان ۱۴۰۱ شروع به کاهش کرد و همه خوشحال بودیم که قیمت گوشت نهتنها دیگر رشد نکرد، بلکه کاهش هم پیدا کرد.سالمی ادامه داد: در وزارت دائماً گزارش تولید میشد که دام مولد در حال کشتار است و عرضه زیاد شده، به همین دلیل قیمت گوشت پایین آمده است. او میگوید وقتی دام مولد کشتار میشود، یعنی چند ماه بعد یا یک فصل بعد دیگر گوشت کافی در بازار وجود نخواهد داشت. چنانکه در همان تجربه پیشین، از پاییز ۱۴۰۱ کمبود گوشت در بازار شروع شد و این کمبود دوباره باعث افزایش قیمت شد.
شوک ارزی و بازگشت گرانی
وقتی در سال ۱۴۰۱ کمبود گوشت اتفاق افتاد، دولت وقت مجبور شد گوشت وارد کند. وقتی گوشت وارد میکنید، یعنی برای کشور مصارف ارزی ایجاد میکنید و همین مسئله دوباره یک شوک قیمتی به بازار گوشت وارد کرد.به گفته سالمی اینطور نیست که فکر کنیم وقتی تورم مثلاً به ۶۹ درصد رسیده، بعد از آن حتماً پایین میآید، همانطور که در سال ۱۴۰۱ پایین نیامد. چرا پایین نیامد؟ چون شوک اول از سمت حذف ارز ترجیحی و آزادسازی قیمتها بود، اما شوکهای بعدی از محل کاهش عرضه کالاها وارد شد؛ زیرا تولید کاهش پیدا کرده بود.
دسترسی نامتوازن به منابع بانکی
اگر قرار باشد ارز ترجیحی بهصورت دفعی حذف شود و بخواهیم برای آن سرمایه در گردش مناسب فراهم کنیم، رشد نقدینگی باید حوالی ۵۰ درصد باشد. در سال ۱۴۰۱ گفته شد بانک کشاورزی از شمولیت کنترل رشد مقداری خارج شود، یعنی آزادانه تسهیلات بدهد. اما این اتفاق بهطور کامل محقق نشد، زیرا همه بهصورت یکپارچه به منابع بانکی دسترسی ندارند و دسترسی بسیار مهم است.این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه وقتی قیمتها افزایش پیدا میکند، از تولیدکننده گرفته تا بقالی به منابع نیاز دارند، گفت زمانی که این سیاست اجرا شد، با عباراتی مانند رانتزدایی مطرح شد، اما در عمل یک رانت جدید تولید شد. شرکتهای بزرگی مانند مدلل که دسترسی به منابع داشتند و میتوانستند زنجیره را تأمین مالی کنند، سهمشان بهیکباره افزایش پیدا کرد؛ زیرا شرکت بزرگتری هستند، دسترسی به منابع دارند و جای خالی شرکتهایی را که نمیتوانند تأمین مالی کنند، پر میکنند. به گفته سالمی، پیچیدگی حذف ارز ترجیحی بسیار بیشتر از آن است که بگوییم ارز ترجیحی را حذف کردیم و منابع را به انتهای زنجیره دادیم و کار تمام شد.

