صبحها، پیش از آنکه نخستین کامیونهای حامل دام وارد کشتارگاه شوند، دامپزشکان شیفت کار خود را آغاز میکنند. آنها میان جایگاههای نگهداری دام قدم میزنند، دامها را معاینه میکنند، مدارک بهداشتی را بررسی میکنند و به دنبال کوچکترین نشانهای از بیماری میگردند. برای آنها این فقط یک بازرسی روزانه نیست؛ زیرا اگر یکی از حلقههای زنجیره مراقبت از کار بیفتد، بیماری میتواند از دام عبور کند، به فرآوردههای دامی برسد و سلامت انسان را به خطر بیندازد.
به گزارش آب و غذا به نقل از ایانا ، همین حساسیت سبب شده است هر سال میلیونها رأس دام در کشور واکسینه شوند، جابهجایی دام زیر نظر شبکه دامپزشکی انجام شود و برنامههای پایش، قرنطینه و کنترل بیماری در سراسر کشور ادامه داشته باشد. با این حال، تداوم بیماریهایی مانند تب مالت، تب خونریزیدهنده کریمه–کنگو و هاری، همچنان یک پرسش اساسی را پیش روی نظام سلامت و دامپزشکی قرار میدهد؛ اگر این شبکه تا این اندازه گسترده است، چرا بیماریهای مشترک انسان و دام هنوز به طور کامل مهار نشدهاند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در تعداد واکسنهای تزریقشده یا دامهای تحت پوشش برنامههای مراقبتی جستوجو کرد. آنچه این گزارش دنبال میکند، بررسی فاصلهای است که میان گستردگی اقدامات پیشگیرانه و تداوم برخی بیماریهای مشترک وجود دارد؛ فاصلهای که نشان میدهد کنترل این بیماریها تنها به مهار عامل بیماری در جمعیت دام محدود نمیشود و زنجیره انتقال میتواند در بخشهای دیگری از ارتباط میان انسان، حیوان و محیطزیست ادامه پیدا کند.
این ویژگی، بیماریهای مشترک انسان و دام یا زئونوزها را از بسیاری از بیماریهای دیگر متمایز میکند. زئونوزها گروهی از بیماریهای عفونی هستند که میان حیوان و انسان منتقل میشوند و این انتقال میتواند از طریق تماس مستقیم با دام، مصرف فرآوردههای آلوده، حیاتوحش یا ناقلان بیماریزا رخ دهد. به همین دلیل، موضوع تنها به سلامت دام محدود نمیشود؛ بلکه امنیت غذایی، سلامت عمومی و حتی تولید کشاورزی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اهمیت این مسئله در آمارهای جهانی نیز دیده میشود. بر اساس گزارشی که پیشتر «وبدا» منتشر کرده بود، بهزاد امیری، رئیس گروه مدیریت بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، اعلام کرده بود دستکم ۲۰۰ بیماری زئونوز در جهان شناسایی شده و ۶۱ درصد بیماریهای عفونی شناختهشده و ۷۵ درصد بیماریهای نوپدید و بازپدید منشأ حیوانی دارند.
همین واقعیت سبب شده است WHO (سازمان جهانی بهداشت)، WOAH (سازمان جهانی بهداشت حیوانات) و FAO (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) ، رویکرد سلامت واحد را بهعنوان چارچوب اصلی پیشگیری و کنترل بیماریهای مشترک دنبال کنند؛ رویکردی که سلامت انسان، سلامت حیوان و سلامت محیطزیست را سه بخش جدا از هم نمیداند، بلکه آنها را حلقههای یک زنجیره واحد تلقی میکند؛ زنجیرهای که اختلال در هر بخش آن میتواند مسیر انتقال بیماری را دوباره فعال کند.
در سال ۲۰۲۴ نیز این نگاه با انتشار پژوهشی در مجله iScience وارد مرحله عملیتری شد. پژوهشگران در این مطالعه «شاخص جهانی سلامت واحد در حوزه بیماریهای مشترک» را معرفی کردند؛ شاخصی که کشورها را نه بر اساس تعداد مبتلایان، بلکه بر پایه ظرفیت نظام مراقبت، توان آزمایشگاهی، حکمرانی، همکاری بینبخشی و آمادگی برای مدیریت بیماریهای مشترک ارزیابی میکند. به بیان دیگر، موفقیت در کنترل زئونوزها تنها با شمار مبتلایان یا تعداد واکسنهای تزریقشده سنجیده نمیشود، بلکه میزان هماهنگی میان تمام حلقههای زنجیره پیشگیری نیز در آن نقش تعیینکننده دارد.
کنترل بیماری؛ فراتر از واکسن و قرنطینه
در ایران، بخش مهمی از کنترل بیماریهای مشترک بر عهده سازمان دامپزشکی کشور است؛ شبکهای که از پایش بیماریها و کنترل جابهجایی دام تا قرنطینه، نظارت بر کشتارگاهها و اجرای برنامههای واکسیناسیون را در بر میگیرد و تلاش میکند احتمال انتقال بیماری از دام به انسان را کاهش دهد.
علیرضا رفیعیپور، رئیس سابق سازمان دامپزشکی کشور، پیشتر در گفتوگو با ایانا اعلام کرده بود که حدود ۹۷ درصد اقلام بهداشتی مورد استفاده در حوزه دام در داخل کشور تولید میشود. به گفته او، ۸۵ تا ۹۰ درصد نیاز بخش دام، طیور، آبزیان، زنبور عسل و کرم ابریشم نیز از تولید داخلی تأمین میشود. این آمار نشان میدهد زیرساختهای تأمین تجهیزات و اجرای برنامههای پیشگیرانه در سالهای اخیر توسعه یافته است.
نمونهای از این ظرفیت، نحوه مدیریت سویه جدید تب برفکی بود. بر اساس گزارشی که پیشتر خبرگزاری ایانا منتشر کرده است، پس از شناسایی سویه جدید، واکسیناسیون اضطراری، تشکیل «قرارگاه تب برفکی» و تأمین واکسن متناسب با سویه جدید در دستور کار قرار گرفت. همچنین خبرگزاری ایسنا به نقل از علیرضا رفیعیپور گزارش داده که تاکنون ۴۹ میلیون رأس دام علیه تب برفکی واکسینه شدهاند؛ آماری که از گستردگی عملیات پیشگیرانه در کشور حکایت دارد.
با این حال، همین نقطه دوباره پرسش ابتدای گزارش را پررنگ میکند. اگر شبکه مراقبت، واکسیناسیون و پایش تا این اندازه گسترده است، چرا برخی بیماریهای مشترک همچنان در میان انسان مشاهده میشوند؟
پاسخ را باید در ماهیت زئونوزها جستوجو کرد. این بیماریها تنها به وضعیت دام وابسته نیستند و زنجیره انتقال آنها میتواند پس از خروج از دامداری نیز ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر، کنترل بیماری در جمعیت دام، لزوماً به معنای قطع کامل مسیر انتقال به انسان نیست.
نمونه روشن این وضعیت، تب مالت است. بر اساس گزارشی که پیشتر «وبدا» منتشر کرده بهزاد امیری گفته بود که حدود ۹۹ درصد موارد انتقال تب مالت از دام آلوده به انسان رخ میدهد. اما مسیر انتقال تنها به وجود عامل بیماری در دام محدود نمیشود. مصرف لبنیات غیرپاستوریزه، تماس شغلی دامداران، دامپزشکان و کارکنان مرتبط با دام، و همچنین تماس با ترشحات دام هنگام ذبح، از مهمترین مسیرهایی هستند که میتوانند بیماری را به انسان منتقل کنند.
این موضوع نشان میدهد حتی زمانی که برنامههای واکسیناسیون، مراقبت دامپزشکی و کنترل بیماری در حال اجراست، اگر حلقههای بعدی زنجیره یعنی تولید، عرضه و مصرف فرآوردههای دامی یا رعایت اصول بهداشتی با همان دقت مدیریت نشوند، مسیر انتقال بیماری همچنان باز خواهد ماند.
در واقع، تجربه تب مالت نشان میدهد موفقیت برنامههای دامپزشکی فقط به تعداد واکسنهای تزریقشده وابسته نیست؛ بلکه میزان هماهنگی میان همه بخشهایی که از دامداری تا سفره مردم در این زنجیره قرار دارند، تعیین میکند که بیماری تا چه اندازه مهار شود. به همین دلیل، کنترل بیماریهای مشترک تنها وظیفه یک سازمان نیست و به همکاری پیوسته بخشهای مرتبط با سلامت انسان، دام و محیطزیست نیاز دارد.
پاسخ در یک زنجیره است
صبح روز بعد، دامپزشکان دوباره پیش از ورود نخستین کامیونهای حامل دام، معاینه دامها و بررسی مدارک بهداشتی را آغاز خواهند کرد؛ همان کاری که هر روز در شبکه دامپزشکی کشور انجام میشود. اما آنچه تجربه بیماریهای مشترک انسان و دام نشان میدهد، این است که سرنوشت این بیماریها تنها در دامداری، جایگاه نگهداری دام یا کشتارگاه تعیین نمیشود.
مرور آمارها و تجربههای مطرحشده در این گزارش نشان میدهد ایران طی سالهای اخیر در ایجاد زیرساختهای پیشگیری، پایش، قرنطینه و واکسیناسیون دام سرمایهگذاری قابل توجهی انجام داده است. توسعه شبکه دامپزشکی، اجرای برنامههای واکسیناسیون و مدیریت رخدادهایی مانند ظهور سویه جدید تب برفکی، بیانگر آن است که ظرفیتهای فنی و اجرایی برای مقابله با بیماریهای دامی تقویت شدهاند.
با این حال، همانگونه که تجربه تب مالت نشان میدهد، کنترل بیماری در جمعیت دام بهتنهایی برای قطع زنجیره انتقال کافی نیست. بیماری میتواند در حلقههای بعدی، از تولید و عرضه فرآوردههای دامی گرفته تا نحوه مصرف، تماسهای شغلی و رعایت اصول بهداشتی، همچنان فرصت انتقال پیدا کند. به همین دلیل، سنجش موفقیت برنامههای کنترل بیماری تنها بر اساس تعداد واکسنهای تزریقشده یا دامهای تحت پوشش، تصویر کاملی از وضعیت ارائه نمیدهد.
همین نگاه، مبنای رویکرد سلامت واحد است؛ رویکردی که سازمان جهانی بهداشت، سازمان جهانی بهداشت حیوانات و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد بر آن تأکید دارند و کنترل بیماریهای مشترک را حاصل همکاری مستمر میان سه حوزه سلامت انسان، سلامت حیوان و محیطزیست میدانند. همچنین شاخص جهانی سلامت واحد که نتایج آن در سال ۲۰۲۴ در مجله iScience منتشر شد، نشان میدهد ارزیابی آمادگی کشورها نیز تنها بر پایه تعداد مبتلایان انجام نمیشود، بلکه توان نظام مراقبت، هماهنگی بینبخشی و ظرفیت مدیریت بیماریها نیز در آن نقش اساسی دارد.
شاید پاسخ پرسشی که در ابتدای این گزارش مطرح شد، دقیقاً همینجا باشد. گستردگی شبکه دامپزشکی، واکسیناسیون میلیونها رأس دام و توسعه زیرساختهای مراقبتی، بخش مهمی از مسیر کنترل بیماریهای مشترک را تشکیل میدهد، اما پایان این مسیر نیست. بیماریهایی که مرزی میان انسان و دام نمیشناسند، تنها زمانی فرصت کمتری برای گسترش پیدا میکنند که همه حلقههای زنجیره پیشگیری، از دامداری و کشتارگاه تا تولید، عرضه، مصرف و نظام سلامت، در کنار یکدیگر و بهصورت هماهنگ عمل کنند. شاید به همین دلیل، مهمترین معیار موفقیت در کنترل زئونوزها، نه تعداد واکسنها، بلکه استحکام همین زنجیرهای باشد که سلامت دام، انسان و محیطزیست را به یکدیگر پیوند میدهد.

